X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

گناه من....

سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1384 12:25 ب.ظ نویسنده: نازنین نظرات: 41 نظر چاپ


کاش میتونستم دوباره ببینمت... کاش میتونستم دوباره تو اون چشای خمارت نگا کنم و توشون غرق شم...

........کاشکی دستات مال من بود         
تو سرت خیال من بود
مثه من که آرزومی
آرزوت مثال من بود......................

د آخه لعنتی چرا صدات در نمیاد؟ مردی؟ چرا نمیفهمی دیگه نمیتونم دوریتو تحمل کنم آشغال؟ چیه؟ به اون چیزی که میخواستی رسیدی؟ دو ماه تمام دنبالم دویدی...یادته؟ اما وقتی بهم رسیدی....وقتی بهم رسیدی که ازم سیر شدی....اون وقت نوبت من بود که دنبال تو بدوم.....اما....اما من واقعا عاشق بودم کثافت.......میفهمی گوسفند؟....عاشق...عاشق...عاشق.....نه...تو نمیفهمی........تو چه میفهمی عشق یعنی چی...تو حتی لیاقت نداری کلمه عشق به زبون بیاری...تویی که ادعات میشد عاشق ترین عالمی....کاش ازت متنفر بودم.....کاش حالم ازت بهم میخورد....خیلیم سعی کردم که این طوری باشه....واسه فراموش کردنت هر کاری بگی کردم...عکساتو پاک کردم...صداتو....فیلماتو... اما خاطرات توی لاشخور مثه کنه چسبیده بهم و ولم نمیکنه....داره خونمو میمکه....حتی حالا که ولم کردی هم از دستت آرامش ندارم...چرا دست از سرم بر نمی داری....گناه کردم یه زمانی عاشقت بودم...؟نه گناه من اینه که به خاطر توئه کثافت از خودم گذشتم.....گناه من اینه...........

               

کاش زمان بر میگشت عقب....
اون موقع میدونستم چی کار کنم که اسیر اون حرفات نشم...
ــ: ........من واقعا عاشقتم عاشق.....بفهم اینو عشق من...........
ــ: من بدون تو میمیرم...تو همه دنیای منی.........

آره...هه...اینا همه حرفای خودته...یادته؟ حرفایی که الان داری تو گوش رفیق خودم میخونی..... کسی که ادعای رفاقت میکرد.....

اگه زمان بر میگشت....هیچ وقت..وقتی برای اولین بار به عنوان مزاحم بهم زنگ زدی باهات صحبت نمیکردم.....لحن حرفات...زنگ صدات بود که دیوونم کرد لعنتی....
فقط دعا میکنم.....یه روز...یه نفر...کاریو که با من کردی...باهات بکنه.....

اون روزه....که برعکس همیشه...من میخندم...تو گریه میکنی.....
-----------------------------------------------------
حاشیه: چشم! قول میدم دیگه این طوری ننویسم....اینا آخرین حرفای سیاه دل صورتی لیموییه! بعد از این دوباره آبی میشم.....فقط قول بدین دیگه دعوام نکنین...!