… By ThE m0oN & tHe $t@r$ In ThE $kY

جمعه 30 شهریور‌ماه سال 1386 02:53 ب.ظ نویسنده: نازنین نظرات: 53 نظر چاپ

 

و قسم به همان بی نهایت خداوند..

که حتی رویاهای نیمه شب هایم هم تو را می شناسند..

و تمام عطر های خوب دنیا بوی تو را میدهند...

دفتر خاطرات خاک گرفته ام پر از اسم توست...

و روح نصفه نیمه ام به دنبال تو سرگردان است..

ای همه خوبی..

همه کودکی نا تمام من...

قسم به تمام تیله های سبز دنیا..

که آسمان من رنگ توست..

 

…I w@Nn@ GrOw oLd WiTh YoU

پنج‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1386 10:05 ق.ظ نویسنده: نازنین نظرات: 70 نظر چاپ

 

انگار دیگر باید بزرگ شوم..

عروسک ها را باید توی صندوقچه بچینم و بزرگ شوم..

خانه های گچی *لِی لِی* را از روی آسفالت خیابان پاک کنم و بزرگ شوم...

تاب نیمه شکسته کنج حیاط - که تا آسمان میرفت - را باید جمع کنم و بزرگ شوم..

تنهایی نمی شود کودکی کرد..

حالا که هر دویتان رفتید.. بدجوری باید بزرگ شوم....