+ .....Turn Back the Time
من... هر شب تو را میبینم... که بیرون پنجره... پرواز میکنی.... با همان لبخند معصوم همیشگی ات... به همان مهربانی که بودی.... بدون اینکه زیر خروار ها خاک سرد سیاه مدفون باشی.... بدون اینکه یک پارچه ی سفید لعنتی تمام بدنت را بلعیده باشد... ومن هر شب آرزو میکنم زمان برگردد... به زمانی که من کابوس نمیدیدم... نمی شنیدم... وحشت نمیکردم... . . به زمانی که تو بودی....


جمعه 3 دی 1389

عنوان آخرین یادداشتها