X
تبلیغات
نماشا
رایتل

....EvErYtH!nG BuRnS

شنبه 23 مهر‌ماه سال 1384 04:23 ب.ظ نویسنده: نازنین نظرات: 59 نظر چاپ


شنبه ۲۳ مهر

۱-باید رفت...
ماندن جایز نیست...
دراین نا کجا آباد که ماهی بر آب دریا تف میکند...
چه درخواست بیهوده ایست به اندازه کف دستی دوستی....

۲-تمام دنیا را در پی نگاهت گشتم...
اما تنها چیزی که دیدم...
چشمهایی بود که کسی در پی نگاهشان نبود...




۳-اگر گفتم زیبایی...
منظورم این نبود که تو زیبایی...
چشمان قشنگ من تورا زیبا میبینند دیو صفت....

۴-من فرشته بودم...
بد کردم...
بالهایم سوخت...
زمینی شدم...
حالا بدون ترس از سوخته شدن بالهایم...بد میکنم...
دیگر بالی برای سوختن نمانده...

--------------------------------

پیوست : 

یک عدد ماشین زمان با هر قیمتی مورد نیاز میباشد....
من باید به زمان حال برگردم...
 در زمان متوقف شده ام...