X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

آنها که ندانستند رفتند....بخوانیدو بدانید و بمانید...

پنج‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1384 04:14 ب.ظ نویسنده: نازنین نظرات: 30 نظر چاپ

پنجشنبه ۲۷ مرداد

این نه داستانه......نه خاطره اس.....نه شعره......نه نامه اس.....

دوس دارم تو این پستم نه آداب نوشتن و رعایت کنم....نه به موضوعش فکر کنم....فقط میخوام بنویسم....
میدونی....ما آدما عادت کردیم احساساتمونو تو دلمون خفه کنیم....هیچ وقت یاد نگرفتیم به کسی برام عزیزه بگیم * دوست دارم *...هیچ وقت نتونستیم اون طور که باید به بقیه نشون بدیم که وجودشون واسه ما عزیزه...دوس داشتنیه...خواستنیه.....

عزیزترین کسام تو زندگیم پدر مادرمن...
برمیگردم عقب.....
به ۱۵ سال پیش..
تازه یاد گرفته بودم حرف بزنم....اما بهشون نگفتم دوسشون دارم....
۱۰سال پیش.....
تازه یاد گرفته بودم بنویسم....اما هیچ جا ننوشتم دوسشون دارم....
۵ سال پیش....
تازه یاد گرفته بودم دوست داشته باشم.....اما احساساتم و تو دلم نگه داشتم....
و حالا پشیمونم....
پشیمونم از اینکه به خیلی از اون کسایی که نگفتم * دوست دارم * دیگه نمی تونم بگم....
دیگه اونا وجود ندارن که بهشون بگم....

...Cause i`ve lost loved ones in my life
...Who never knew how much i loved them
...Now i live with the regret
...that my true feelings for them never were revealed




حالا قبل از اینکه دوباره دیر بشه....میخوام بگم * دوست دارم*
نیلو دوست دارم....
دوست دارم چون وقتی میبینم بااین همه مشکل همیشه میخندی و به منم روحیه میدی...امید وار میشم.....
حمیدرضا دوست دارم....
دوست دارم چون همیشه وقت داشتی واسه شنیدن حرفام.....
مریم دوست دارم....
دوست دارم چون وقتی تنهایی و منتظری که یه دوست تولدتو تبریک بگه...یه نفر که مثل مریمه...یادش مونده که تولدت امروزه....
سوسی دوست دارم...
دوست دارم چون انقدر دلت پاکه که دوس داری همیشه همه رو خندون ببینی....
زهرا...قاصدک...سمیرا...نیما...یاس سفید...شبنم...ساده...حامد...سهیک...انریکه...گیگیل خان .... 
دوستون دارم....
بدونید که دوستون دارم.....
بدونید.....
بدونید.....
بدویند.....


حاشیه : به من امتیاز بدین...