X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کوپن شماره ۱۳۷....

چهارشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1384 04:29 ب.ظ نویسنده: نازنین نظرات: 19 نظر چاپ



نمی دونم این زمونه فقط با من لجه یا واسه همه این طوری خودشو میگیره....! خیلی جالبه واسم...عد دس میذاره رو اون چیزی که تو دوسش داری...حالا تو خودتو جر بده که ای روزگار بابا مگه نمی بینی من اینو دوس دارم چرا ازم میگیریش پس؟ مگه نمی بینی تنها دل خوشیم همینه....کجا می بریش آخه؟.......اگه از سنگ صدا در اومد از روزگارم در میاد...بعضی وقتا فکر می کنم اگه خدا زمونه رو طوری می افرید که مثه ما ادمای خاکی تن و بدن داش....آخ که ماهاچی به سرش میاوردیم!...اون وقت دیگه جرئت نداشت مثه گوسفندی که دنبال صاحابش میدوئه مارو دنبال خودش بکشونه...دیگه جرئت نداشت عزیزامونو ازمون بگیره...دیگه جرئت نمی کرد مارو از بهترینامون جدا کنه....اما بزرگا میگن.....خدا خرو شناخت که بهش شاخ نداد!!
جسارت نشه....(!) اما آخه چی کار کنم؟ د آخه آدمم یه صبر و تحملی داره بابا...ایوب پیامبر که نیستم...دیگه نفسمم در نمیاد...انگار به زور منو کردن تو یه بطری...
                     
هی به خودم میگم بابا صبر داشته باش...درست میشه...این دفعه دیگه حتما جوابتو میگیری.....می بینم ای بابا این بارم نوبت ما نرسید... تا رسیدیم سر صف شیر تموم شد....باز میرم ته صف....این دفعه دیگه نوبت منم میشه...آهان دارم میرسم سر صف....نه...هنوز تموم نشده...باورم نمیشه....هیچکی دیگه جلوم نیس...اما شیرم تموم نشده!! یارو شیر فروشه میگه کوپن شماره ۱۳۷.... کوپونامو نگا میکنم...۱۳۵....۱۳۶.....۱۳۸! ای خدا یه دفه هم که به اینجا رسیدیم کوپن نداریم....بزرگیتو شکر خدا.... چه طوری میتونم با کوپن به سر صف برسم.....؟!!!